آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - شرح مواقف - خرمشاهى بهاء الدين

شرح مواقف
خرمشاهى بهاء الدين


مايه خوشوقتى است كه اخيراً به پيشنهاد بعضى از فضلا, مؤسسه منشورات الرضى در قم, شرح مواقف, يكى از امهات متون كلامى اسلامى را از روى بهترين تصحيح و طبع آن, كه در اصل هشت جلدى است, در چهار مجلد به بهترين وجهى, با استفاده از شيوه افست, تجديد طبع كرده و با كاغذ و صحافى و تجليد خوب, در يك هزارو پنجاه نسخه انتشار داده است.
مواقف, در اصل, يعنى متن مجرد از شرح آن ـ كه مستقل هم به طبع رسيده است ـ, اثرى است در يك مجلد, تقريباً يك چهارم همين شرح مواقف, و تأليف يكى از برجسته ترين علماى اهل سنت (اشعرى مذهب) ايران, در قرن هشتم هجرى, به نام قاضى عضد ايجى است.
حافظ در قطعه اى كه در طبع قزوينى و همه طبعهاى معتبر ديوانش درج شده است, به پنج تن از بزرگان علمى و فرهنگى فارس در عصر شاه شيخ ابواسحاق اينجو كه حامى و مشوّق بسيارى از اهل علم بوده اشاره مى كند:
به عهد سلطنت شاه شيخ ابواسحاق
به پنج شخص عجب ملك فارس بود آباد

اگر شهنشه دانش عضد كه در تصنيف
بناى كار مواقف به نام شاه نهاد
نظر به ذهن فلسفى و طبع كلامى حافظ, مى توان قول آربرى, فان اس, و شادروان معين را پذيرفت كه مى گويند به احتمال بسيار, حافظ محضر درس و بحث قاضى عضد را درك كرده بوده است. حمدالله مستوفى ـ كه معاصر قاضى عضد بوده است ـ در تاريخ گزيده با احترام شايان از او ياد كرده است: (مولانا عضدالدين عبدالرحمن بن ركن الدين احمدالبكرى الشبانكارى, در حيات است و استاد علماء زمان و در جميع علوم به حد كمال … از رسول صلى الله عليه و سلّم, مروى است كه در دين اسلام بر سر هر صدسال, عالمى خيزد كه وجــود او سبب رواج كــار دين اســلام باشد و اهــل جهان را استاد و رهنما بود…) سپس از شش تن ـ كه به اصطلاح مجدّد رأس مائة هستند ـ يـــاد مى كند: ١) عمربن عبدالعزيز ٢) امام شافعى ٣) ابوالعباس احمدبن سريج ٤) باقلانى ٥) ابوحامد غزالى ٦) امام فخر رازى, (و در اين صده هفتم لاشك وجود مبارك مولانا عضدالدين ادام الله ميامن انفاسه الشريفة تواند بود. شرح اصول ابن حاجب در اصول فقه, مواقف در اصول دين و فوايد غياثيه در معانى و بيان و غير ذلك از تصانيف اوست.) (تاريخ گزيده, طبع دكتر عبدالحسين نوائى, ص٦٩٩).
در مورد تاريخ تولد قاضى عضد, منابع اختلاف دارند, و سالهاى مختلفى از سال ٦٨٠ تا ٧٠١ را براى تاريخ تولد او ياد كرده اند. زادگاه او ايج يا ايگ پايتخت قديم ملوك شبانكاره, در جنوب غربى اصطهبانات در فارس است. او در خانواده اى مرفه و اهل علم به دنيا آمده است. تخصص و تأليفات او در سه زمينه علوم بلاغى, اصول فقه و كلام است. در جوانى به عزم نزديك شدن به دربار ايلخانان به تبريز رفت و از حمايت خواجه رشيدالدين فضل الله برخوردار شد. رشيدالدين ابتدا او را به استادى درسگاهى كه در اردوهاى اولجاتيو برقرار مى شد, منصوب كرد. ولى مى توان حدس زد كه چون اولجاتيو در سال ٧١٠ق به مذهب تشيع گرائيد, نمى خواست و نمى توانست اشعرى راسخ العقيده اى چون قاضى عضد را به خود نزديك كند. پس از قتل خواجه رشيد وزير در سال ٧١٨ق, به فرزند او خواجه غياث الدين محمد رشيدى كه به وزارت سلطان ابو سعيد ايلخانى رسيده بود, نزديك و از حمايت و تشويق او برخوردار شد. و در عهد ابوسعيد به منصب قاضى القضاتى كل ايران منصوب گرديد. پس از انقراض سلسله ايلخانان در ٧٣٦ق به شيراز رفت و اين بار به دستگاه و دربار شاه شيخ ابواسحاق, ممدوح حافظ و رقيب امير مبارز الدين, مؤسس سلسله آل مظفر, نزديك شد.
شاه شيخ ابواسحاق اينجو (٧٢١ ـ ٧٥٧ق) فرزند شرف الدين محمودشاه آخرين پادشاه سلسله اينجوست. او در فارس و شيراز و اصفهان و بعضى نواحى ديگر سلطنت داشت. مورخان او را به فرهنگدوستى و فرهنگپرورى ستوده اند. خواجو, عبيد زاكانى, شمس فخرى, محمدبن محمود آملى صاحب نفائس الفنون, شيخ امين الدين بليانى عارف معروف, حافظ و قاضى عضدالدين ايجى, از نامدارترين ادبا و علمائى هستند كه با دربار او پيوند داشته و از او حمايت ديده اند. رقيب عمده او امير مبارزالدين محمد مظفرى بود كه سالها با يكديگر به حال جنگ و صلح به سر برده بودند. ابواسحاق كه قاضى عضد را سخت گرامى مى شمرد, يك دو بار او را به قصد اصلاح ذات البين و به اصطلاح (سفارت صلح) به نزد امير مبارزالدين فرستاد. مبارزالدين از احترام قاضى فروگذار نكرد و هداياى نقدى معتنابهى به او و همراهانش تقديم كرد واز فرزندش شاه شجاع (ممدوح معروف حافظ) خواست كه او نيز در گراميداشت قاضى بكوشد و شاه شجاع ـ كه خود شاهزاده اى فاضل بود, و در علوم بلاغى و تفسير قرآن مطالعه داشت و گاه كشاف زمخشرى را مدار بحث و مباحثه (احتمالاً و از جمله با حافظ) و ديگران قرار مى داد, و حافظ به بعضى ازغزلهاى او پاسخ گفته است ـ فصولى چند از كتاب شرح مختصر ابن حاجب را كه در اصول فقه است, و شرحش از تأليفات قاضى عضد بود, نزد او خواند و مذاكره و مباحثه كرد. اما نهايتاً وساطت قاضى نتيجه اى نبخشيد و امير مبارزالدين كه مدعى بود ابواسحاق با او هفت ـ هشت بار نقض عهد كرده است, با محاصره و فتح شيراز, شاه ابواسحاق را مغلوب كرد و به تهمتى كه واقعيتش معلوم نيست, او را مستوجب قصاص جلوه داد و اعدامش كرد.
قاضى عضد مواقف را به دو نفر تقديم داشته است. ابتدا خواجه غياث الدين و سپس شاه ابواسحاق كه از او با عبارت (محرز ممالك الاكاسرة بالارث و الاستحقاق جمال الدنيا و الدين ابواسحاق) (شرح مواقف, ص٣١) نام برده است.
قبل از سقوط شيراز, قاضى عضد به ايج و ولايت شبانكاره كه جزو منطقه نفوذ امير مبارزالدين درآمده بود, رفت. گويا با آل مظفر كه به تازگى پيروز شده بودند, در نهان ساخته بود. يكى از امراى شبانكاره كه هنوز به ابواسحاق وفادار بود, او را در قلعه اى محبوس داشت. بعضى نيز علت دستگيرى او را تعصب و اختلافات مذهبى دانسته اند. در هر حال قاضى در ٢١ رمضان ٧٦٥ق در حبس درگذشت.
اهم آثار او عبارتند از: ١) آداب البحث در اصول و قواعد مباحثه; ٢) شرح مختصر الاصول ابن حاجب كه به شرح عضدى شهر دارد. مختصر ابن حاجب كتابى است كه ابوعمرو عثمان بن عمر معروف به ابن حاجب (٥٧٠ ـ ٦٤٦ق) در اصول فقه, از كتاب ديگر خود منتهى السؤول و الامل فى علمى الاصول و الجدل تلخيص كرده است. ٣) العقائد العضدية كه دوازده روز قبل از درگذشتش در حبس نوشته شده; ٤) الفرائد الغياثية به نام غياث الدين محمد پسر خواجه رشيدالدين فضل الله در علم معانى و بيان; ٥) معروفترين و معتبرترين اثرش: المواقف السلطانية يا المواقف فى الكلام.
دكتر فان اس, اسلام شناس آلمانى معاصر, كه تخصصش در زمينه علم كلام اسلامى است, مقاله اى در دايرة المعارف اسلام (به انگليسى) و مقاله ٌ ديگرى در دايرة المعارف دين (به انگليسى, ويراسته ميرچاالياده) در معرفى ايجى نوشته است. در مقاله اول مى نويسد: (آثار ايجى بى آنكه ادعاى ابتكار و نوگويى در هر زمينه داشته باشد, كتب مرجع و جمع و جورى است كه به قصد تدريس [به عنوان متن درسى] نوشته شده است. مردم پسندى آنها ازتعداد كثير شرح و حاشيه هائى كه بر آنها نوشته اند آشكار مى گردد… شهرت ايجى, حتى در زمان حياتش, مبتنى بر كتاب مواقف بود كه امروز هم مدار درس و بحث دررشته الهيات در دانشگاه الازهر است. اين كتاب به سبك و سياق (الخلاصة اللاهوتية) [يعنى Summa theologica اثر قديس توماس آكوئيناس] به زبانى فشرده و موجز يك دوره كلام اسلامى را دربر دارد و عمدتاً مبتنى بر محصَّل امام فخر رازى (متوفى ٦٠٦ق) و ابكار الافكار سيف الدين آمدى (متوفى ٦٣١ق) است. همچنين به كتاب نهاية العقول فى دراية الاصول امام فخر نيز نظر دارد…) (دايرةالمعارف اسلام, طبع دوم, ١٠٢٣/٣).
همو در مقاله دوم مى نويسد: (اين كتاب تعاليم كلامى مكتب اشعرى را با تعبيرات و اصطلاحات فلسفى متخذ از ابن سينا شرح مى دهد.) استاد فان اس, موقف اول از كتاب مواقف را كه شامل شش مرصد است, و به تعبير خود ايشان در شناخت شناسى [بحث المعرفة, اپيستمولوژى] است به آلمانى ترجمه كرده و بر آن شرح و تعليقات نوشته است (طبع ويسبادن, ١٩٦٦) (دايرةالمعارف دين, ويراسته الياده, ٧/٨٨ ـ ٨٩).
نگارنده اين سطور, بسيارى از فصول متن مواقف را با المحصّل امام فخر رازى مقابله كرد و به اين نتيجه رسيد كه حكم دكتر فان اس درست است و قاضى عضد مطالب بسيارى را گاه به عين عبارت, گاه به تلخيص و تصرف و افزود و كاستهائى از المحصل اتخاذ و اقتباس كرده است. گفتنى است كه تلخيص المحصل كه به نقد المحصل هم معروف است و به همت والاى استاد عبدالله لوزانى به طبع رسيده است (تهران, مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل, ١٣٥٩) نه تلخيص, بلكه كل كتاب المحصل امام فخر رازى است (كه در اين طبع بخش بخش همراه با (قال) آغاز مى گردد) و همراه با نقد و نظرهاى خواجه نصيرالدين طوسى است (كه همواره با (اقول) آغاز مى گردد).
مواقف شش بخش يا مقالت بلند دارد كه هر يك (موقف) ناميده مى شود. هر موقفى به چند (مرصد) و مرصدها نيز به تقسيمات فرعى ترى تحت عنوان (مقصد) و (مسلك) تقسيم مى گردد. چهار موقف يا مقالات اول تا چهارم مواقف كه نيمى از كل كتاب را تشكيل مى دهد, در مسائل و مباحث فلسفى و الهيات به معنى اعم است و در موقف آخر كه در الهيات و سمعيات است, الهيات به معنى اخص است. براى تتميم فايده فهرست دو موقف پنجم و ششم با مرصدهاى هر يك در اينجا ياد مى شود.
*
الموقف الخامس ـ فى الالهيات, و فيه سبعة مراصد
ـ المرصد الأول: فى الذات [شامل ٣ مقصد, و چندين مسلك]
ـ المرصد الثانى: فى تنزيهه تعالى [شامل ٧مقصد]
ـ المرصد الثالث: فى توحيده تعالى
ـ المرصد الرابع: فى الصفات الوجودية [شامل ٩مقصد و چندين مسلك و مسأله]
ـ المرصد الخامس: فيما يجوز عليه تعالى [شامل دو مقصد ـ اولى در رؤيت ـ و چندين مقام و مسلك]
ـ المرصد السادس: فى افعاله تعالى [شامل ٩مقصد]
ـ المرصد السابع: فى اسماء الله [شامل ٣مقصد و نيز اسماءالله توقيفى را ذكر و شرح كرده است]
الموقف السادس ـ فى السمعيات و فيه مراصد
ـ المرصد الاول: فى النبوت و فيه مقاصد [شامل ٩مقصد و چندين مسلك]
ـ المرصد الثانى: فى المعاد و فيه مقاصد [شامل ١٢مقصد]
ـ المرصد الثالث: فى الاسماء و الاحكام
ـ المرصد الرابع: فى الامامة و مباحثها و فيه مقاصد [شامل ٧مقصد]
ـ خاتمة فى الامر بالمعروف و النهى عن المنكر.
ـ تذييل فى ذكر الفِرَق [المعتزله, الشيعة, الخوارج, المرجئة, النجارية, الجبرية, المشبهة, الفرقة الناجية]
*
شرح المواقف شامل يك شرح و دو حاشيه است. شرح كه على الاطلاق مهمترين و مشهورترين شرح مواقف است, از ميرسيد شريف جرجانى است. حاشيه اول از عبدالحكيم سيالكوتى, و حاشيه دوم اثر حسن چلبى بن محمدشاه فنارى است.
ميرسيد شريف جرجانى (٧٤٠ ـ ٨١٦ق) از متكلمان و حكماى حنفى مذهب و اشعرى مسلك قرن هشتم هجرى است. شاه شجاع در سال ٧٧٩ق او را به تدريس در شيراز مشغول ساخت. بسيار محتمل است كه حافظ نيز در نزد او علوم بلاغى يا عقلى خوانده باشد. اغلب آثار فارسى يا عربى او از عصر تأليف تا عصر حاضر در حوزه هاى علميه سراسر جهان اسلام جزو متون مرجع و درسى است. از جمله حاشيه كشاف زمخشرى, حاشيه مطوّل, امثله, صرف مير, صغرى و كبرى در منطق, ترجمان القرآن (لغت نامه عربى ـ فارسى خاص لغات قرآن مجيد) و همين شرح مواقف.
صاحب حاشيه اول, عبدالحكيم بن شمس الدين سيالكوتى از علماى نامدار هند است. متوفى به سال ١٠٦٧ يا ١٠٦٨ق (يا به قولى ١٠٩٧ق). آثار او نيز مانند ميرسيد شريف, غالباً شرح و حاشيه است. از جمله: حاشيه تفسير بيضاوى, حاشيه تلويح سعدالدين تفتازانى, حاشيه ٌ شرح شمسيه قطب الدين رازى, حاشيه شرح عقائد تفتازانى, حاشيه شرح عقائد عضديه دوانى, حاشيه ٌ شرح مطالع, حاشيه مطول, و همين حاشيه شرح مواقف.
صاحب حاشيه دوم حسن چلبى (همچنين معروف به فنارى) (٨٤٠ ـ ٨٨٦ق) از علماى حنفى مذهب عثمانى است. آثار او نيز غالباً شرح و حاشيه است از جمله حاشيه بر تفسير بيضاوى, حاشيه بر شرح تجريد العقائد, حاشيه بر تلويح تفتازانى, حاشيه بر مطوّل, رساله اى به فارسى در زمينه مسائل رؤيت و كلام بارى, و همين حـــاشيه بر مواقف (رك: هدية العارفين, ٢٨٨/٥).
طبعى كه مبناى تجديد چاپ حاضر قرار گرفته است, تصحيح سيد محمد بدرالدين لغسانى حلبى است كه در سال ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م در مطبعه السعاده مصر در ٨مجلد انجام گرفته است. شرح ميرسيد شريف همراه متن است, يعنى متن مواقف داخل پرانتز, و شرح سيد در خارج پرانتز به صورت مزجى است. اما حاشيه هاى دوگانه در پاى صفحات است و هرگاه هر دو حاشيه با هم آمده باشد, اولى از سيالكوتى و دومى از حسن چلبى فنارى است و هرگاه فقط يكى از آنها آمده باشد, مصصح نام صاحب حاشيه را در بالاى حاشيه ياد كرده است تا خواننده همواره بداند كه كدام مطلب از كيست.
تجديد طبع حاضر از نظر مسائل (حق مؤلف) نيز مشكلى دربر ندارد, زيرا بيش از ٨٥ سال از اين طبع و تصحيح مى گذرد. سعى ناشر (منشورات الرضى) در تجديد چاپ اين اثر گرانقدر مشكور باد.